عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

76

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اليه رسول اللَّه ( ص ) فقال : « كلّا انه لا رفيق لهم ، هم خدّام انفسهم ، هم اكرم على اللَّه من ان يوسّع عليهم لهوان الدنيا عند ربهم ، ثم تلى رسول اللَّه ( ص ) : وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً . پارسى خبر آنست كه مصطفى عليه السّلام گفت : قومى را ديدم از امت خويش ، يعنى - در مكاشفات و منازلات خويش يا در خواب ، قومى كه اشخاص و اشباح ايشان هنوز در بند خلقت نيامده بود ، پرگار قدرت در دائرهء وجود ايشان هنوز بنگرديده ، امروز وقت ظهور ايشان نيست تا روزگارى ديگر و زمانى ديگر كه ارادت در رسد و مقادير در مواقيت پيوندد ، قومى كه من ايشان را دوست دارم و ايشان مرا دوست دارند يود احدهم لو رآنى باهله و ماله ، جوانمردانىاند كه پيوسته يكديگر را نيكى خواهند و آنچه دارند اگر مال بود و اگر جاه از يكديگر دريغ ندارند و حق و حظّ خود بگذارند و حقوق برادران فرا پيش دارند ، راهبرانند به حق كه بنور اللَّه ميروند ، بچراغ هدى و شمع ايمان و نور يقين راه دين را گذاره ميكنند ، نرم نرم و آسان بىآزار ميان خلق ميروند ، دلهاشان بذكر اللَّه آرام گرفته مسجدهاشان به نماز و عبادت آبادان داشته با پيران بحرمت و اجلال زيند ، با كودكان برحمت و رأفت با همگان بمواسات و مراعات ، توانگرشان ننگ ندارد بعيادت درويش شود ، ضعيفان را بازجويند و بيماران را واپرسند و بتشييع جنازه‌ها بيرون شوند . مردى گفت : يا رسول اللَّه ايشان كه برين صفت و سيرت باشند مگر كه بر بردگان و درم خريدگان خويش رفق كنند و آزرم دارند . رسول خدا گفت : كلّا نه چنانست كه تو گفتى ، كه ايشان خود بردگان و درم خريدگان ندارند ، و جز خويشتن كس را بر خدمت خويش ندارند ، و نه‌پسندند ، ايشان بر خداى عز و جل گرامىتر از آنند كه ايشان را فرا دنياى دنى خسيس دهد . آن گه رسول ( ص ) اين آيت برخواند : وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً ، خواص بندگان و رهيگان رحمان ايشان‌اند كه خار اختيار در مجارى اقدار از قدم‌گاه خويش بركندند و سر نفس